دوره های آموزشیآموزش طراحی تجربه کاربری (UX)

3 نمونه از طراحی‌های UX بد و شلوغ

بی‌شک طراحی تجربه کاربری یکی از حرفه‌های بسیار پرطرفدار و آینده‌دار در بازار مشاغل مربوط به حوزه‌ی فناوری و آی تی است و بی‌شک افراد زیادی فارغ از رشته‌ی تحصیلی‌شان در دانشگاه٬ هر سال جذب این شغل می‌شوند. دلایل زیادی برای اینکه چرا باید طراحی تجربه کاربری را یاد بگیرید وجود دارد؛ اما در کنار این چرایی٬ یک چطور هم هست.

از کجا باید شروع کنید؟ آیا این حرفه را می‌شود بدون کلاس‌رفتن یاد گرفت؟ اما٬ قبل از این سوالات٬ بهتر است درست و دقیق بدانید می‌خواهید وارد چه دنیایی شوید و قرار است چه چیزی را یاد بگیرید تا بفهمید آیا مناسب این حرفه هستید یا نه؟ طبیعتا٬ اول باید درباره‌ی  معنی و مفهوم تجربه کاربری کمی اطلاعات داشته باشید و سپس باید نمونه‌هایی از طراحی تجربه کاربری٬ هم خوب و هم بد٬ را ببینید.

به‌همین دلیل٬ در این مطلب تصمیم گرفتم شما را با ۳ نمونه از طراحی‌های تجربه کاربری بد آشنا کنم٬ تا اولا اهمیت طراحی تجربه کاربری دستتان بیاید و دوما بدانید می‌خواهید وارد چه حرفه‌ی پرچالشی شوید.

 

۱. اولین نمونه‌‌‌ی بدِ طراحی UX: یاهو

از یک جایی به بعد٬ همه‌ی راه‌ها به گوگل ختم می‌شد و همه‌ی سوال‌ها از گوگل پرسیده می‌شد. چرا؟ دلایل زیاد و متنوعی برای موفقیت گوگل و جاماندن موتورجستجوهایی مانند یاهو وجود دارد. اما٬ یکی از این دلایل را شاید بشود به کاربرشناسی بی‌نظیر گوگل مربوط دانست.

یاهو یک موتور جستجوست و ماموریتش آسان‌کردن سوال‌پرسیدن و نمایش‌دادن بهترین جواب‌هاست٬ نه نشان‌دادن انواع و اقسام تبلیغات و خبرهای دنیا به شما. یاهو در طراحی صفحه‌ی اصلی خود توجهی به نیازهای اولیه‌ی کاربر خود نشان نمی‌دهد و شما را با صفحه‌ای شلوغ مواجه می‌کند. (درست برعکسِ جناب گوگل که سادگی محض را به شما ارزانی می‌دارد.)

انگار یاهو طوری طراحی شده تا شما را سردرگم و منحرف کند. شما اگر دنبال اخبار بودید که به یک وب‌سایت خبری سر می‌زدید نه به یاهو!

طراحی ux ٬ بدترین طراحی‌های تجربه کاربری٬ طراحی تجربه کاربری ناموفق٬ نمونه طراحی ux ناموفق

 

۲. دومین نمونه‌ی بدِ طراحی UX: هات‌میل

نگارنده‌ی این سطور از هات‌میل استفاده می‌کند٬ هنوز! (نپرسید چرا؟ یه خطایی کردم دیگه ! البته٬ جی‌میل هم دارم.) پس٬ تجربه‌ی خودم را از تعامل و کار‌کردن با هات‌میل برایتان می‌نویسم. البته٬ اگر خودتان از آن استفاده کرده باشید٬ احتمالا بهتر از من می‌‌دانید چه خبر است.

اولا٬ هربار معمولا مدت زمانی طول می‌کشد تا صفحه باز شود. بعضی‌وقت‌ها هم که کلا error می‌دهد و صفحه را باز نمی‌کند. دوما٬ وای از زمانی که بخواهم فارسی بنویسم. نقطه گذاشتن در پایان جمله‌ها را باید کلا فراموش کنم و کلا هم باید از سمت چپ فارسی را بنویسم! سوما٬ نمی‌دانم چرا بعضی‌ ایمیل‌ها یک‌بار می‌رود در جانک و یک‌بار می‌آید در این‌باکس٬ بدون اینکه من کاری کرده باشم یا به هات‌میل گفته باشم که این جانک نیست!

مواردی که گفتم در کارکردن با جی‌میل٬ تا این لحظه٬ برای من پیش نیامده یا خیلی خیلی کم پیش آمده. و راستی٬ من ستاره‌ها را به پرچم‌ها و پونس‌ها ترجیح می‌‌دهم. (اساسا نمی‌فهمم وقتی با یه ستاره می‌شه مشکل رو حل کرد چه نیازی هست به پرچم و پونس و focused  و favourites)

آموزش طزاحی ux, آموزش دیزاین٬ بدترین طراحی‌های تجربه کاربری٬ بدترین طراحی‌های ux

 

آموزش طراحی ux , آموزش دیزاین٬ بدترین طراحی‌های تجربه کاربری٬ بدترین طراحی‌های ux

۳. سومین نمونه‌ی بدِ طراحی UX: واتس‌اپ

و چه کسی بهتر از واتس‌اپ ممکن است پاک‌کننده‌ی یک پیام را رسوا کند و به غلط‌کردن بیندازد؟ تقریبا هیچ‌کس. احتمالا٬ در این مورد واتس‌اپ گوی سبقت را از دیگران ربوده. کافیست یک اشتباه کوچک از شما سر بزند که  مجبور باشید پیامتان را پاک کنید. آن‌وقت است که باید تصمیمی سخت بگیرید: پاکش کنم و بگذارم ببیند که یک چیزی را پاک کردم یا بنویسم «ببخشید اشتباه فرستادم»؟

علاوه‌براین٬ چرا یک پیام‌رسان باید کاربرش را مجبور کند تا ویدئوهایی با حجم کم و مشخص را فقط بفرستد؟ اگر من بخواهم ویدئویی بیش از ۱۶ مِگ را بفرستم چه باید بکنم؟ هیچ! وضع زمانی بدتر می‌شود که شما نمی‌توانید فایلی بیش از ۱۰۰ مگ را نیز با این پیام‌رسان بفرستید. اگر از واتس‌اپ بپرسید: چرا آخه؟ واتس‌اپ جوابی برای شما ندارد!

این نمونه‌ای است از درنظرنگرفتن نیاز و انتظارات مخاطب و تحمیل‌کردن زحمت اضافی به او و انتخاب‌کردن به‌جای او و برای او. همه‌ی این‌ها در یک کلام یعنی خلق‌کردن یک تجربه‌ی کاربری بد برای کاربر!

 

آموزش طراحی ux , آموزش دیزاین٬ بدترین طراحی‌های تجربه کاربری٬ بدترین طراحی‌های ux

 

نتیجه‌ای که می‌گیریم …

امیدوارم این نمونه‌ها توجه شما را به اهمیت و پیچیده‌بودن طراحی تجربه کاربری جلب کرده باشد. اگر ادعا کنیم٬ مهم‌ترین عامل موفقیت یک کسب‌وکار٬ یک وب‌سایت و یا یک اپلیکیشن در گروِ طراحی تجربه کاربری درست و حرفه‌ای است؛ ادعای غلط و نادرستی نخواهد بود. اگر این نمونه‌ها را با نمونه‌های موفق و  کارهای طراحان ux مشهور در دنیا مقایسه کنید٬ درباره‌ی تجربه کاربری و طراحی آن و اینکه چه‌قدر این حرفه برای شما مناسب و جذاب است بیشتر خواهید دانست.

البته نمونه طراحی‌های ux خوب و بد فقط همین موارد نیستند. هر بار که با سایت یا اپلیکیشنی کار می‌کنید٬ به این دقت کنید که چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ راضی هستید؟ همه‌چیز عالی است؟ آیا از اینکه آن سایت یا اپلیکیشن را باز کردید پشمان نشدید؟ باور کنید این حساسیت به شما در مسیر شغلی و حرفه‌ای خودتان بسیار کمک خواهد کرد.

 

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن